پربازدیدترین مطالب

سلسله جلسات شرح صحیفه سجادیه(جلسه یازدهم) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 01 اسفند 1395 ساعت 04:35

سلسله جلسات شرح صحیفه سجادیه(جلسه یازدهم)

 

 

تاریخ :95/10/30

جلسه :یازدهم

استاد معظم :حجه الاسلام دکتر تقی پور امام جمعه محترم بخش گتاب

موضوع :صحیفه سجادیه(دعاء اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم.الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی رسول الله محمدٍ و آله الطیبین الطاهرین.

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی دَلَّنَا عَلَى التَّوْبَةِ الَّتِی لَمْ نُفِدْهَا إِلَّا مِنْ فَضْلِهِ، فَلَوْ لَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ إِلَّا بِهَا لَقَدْ حَسُنَ بَلَاؤُهُ عِنْدَنَا، وَ جَلَّ إِحْسَانُهُ إِلَیْنَا وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَیْنَا

{سپاس خداوند را که راه توبه را به ما نمود و این را از فضل او یافتیم و بس،اگر از همه نعمت های او هیچ یک را به حساب نیاوردیم جز همین یک نعمت را،باز باید بگوییم عنایت او درباره ما نیکو واحسانش عظیم و نعمتش بسیار است.}

....................

یکی از محور هایی که باید خدارا ستایش کرد این است که بگوییم«خدایا شما به ما توبه را شناساندی،همین که توبه و حقیقت آن را به مامعرفی کردی.این خود از بهترین نعمت هایی است که به ما ارزانی داشتی.(الحمد الله)اگر نعوذبالله خشن بودی،اگر موجودی بودی که هیچ عذری را نمی پذیرفتی،با اولین خطا گردن می زدی و جوی خون به راه می انداختی و با اولین نگاه به گناه ،کور می کردی و .... کسی روی زمین باقی نمی ماند.

خدایا تورا ستایش می کنم که حقیقت توبه را به ما فهماندی.چون یک مکلَّف وقتی حقیقت و ماهیّت توبه را بداند حتماً به دنبال جبران گناه می رود.زیرا عقل او،اورا آرام نمی گذاردواو را سرزنش می کند می گوید:خالق تو  گفته که بیا تا ببخشمت، تو هم که خطا کاری.پس برو و جبران کن.(این جای شکر دارد).

و هرکس بداند که پروردگار،توبه را واجب و قبول کرده است،تا خطا کرد بایدبرگردد،(پس اگرکسی بگوید من خطا کردم و می خواهم برگردم وخداهم بگوید من هم قبول می کنم،آیا چنین خدایی،الحمد الله گفتن ندارد؟)

امام سجاد (علیه السلام)فرمود:خدایا الحمد الله الذی دلَّنا علی التّوبة؛خدایا من تو را ستایش می کنم،ستایشی که فقط سزای توست و مرا راهنمایی به توبه کردی.

التی لم نفدها إلّا من فضله و ما می دانیم توبه و درِ توبه را به خاطر فضل کَرَمت گذاشتی.

فلولم نعتدد من فضله الّابها لقدحسن بلاؤه عندنا وَجَلَّ إحسانه إلینا و جسم فضله علینا.

خدایا اگر تنها همین یک نعمت را از بین همه ی نعمت های بی شمارت بخواهیم بر شماریم قطعاً و بی گمان برای ما زیبا جلوه می کند.از طرف دیگر نعمتهای خداوند بی شمار است و قابل شمارش نیست؛بر اساس آیه (وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا )،بعضی وقت ها به عقلتان هم نمی رسد.اطلاعاتتان هم کافی نیست.قدرت آن چنانی هم ندارید که نعمت های پروردگارتان را بشمارید.

ما روایت از امیرالمؤمنین (علیه السلام) داریم که : لا شفیع انجح من التوبة مگر شما دنبال شفیع نیستید؟مردم تا یک کاری می کننذ سریع دنبال کسی می گردند که با او به نزد بزرگی بروند.شما دست یک کسی را بگیرید که خداوند او را قبول داشته باشند.خودش هم گفته دنبال او بیائید و واجب است دنبال او بیائید.پس دنبال توبه را بگیرید و توبه خلق کنید.شما با اراده تان توبه خلق کنید و در نظام هستی آن جایی که اشتباهی رخ داده با پاک کن توبه،پاک کنید دنبال شفیع هم هستی،پیش من هم میخواهید بیایید،خوب با توبه بیایید.توبه واقعی انجام بدهید.واگر بدانید من با توبه شماچقدر خوشحال می شوم.

می ترسم بعضی وقت ها شما تشجیع بر گناه کردن بشوید.این قدر خداوند از توبه کردن خوشحال می شود.

امام باقر (علیه السلام)می فرماید: «التائب من الذنب کَمَن لا ذَنبَ لَه»«کسی که از گناه توبه کند،مثل کسی است که گناه نکرده است.»از این بالاتر می خواهید؟ وجود مبارک امام صادق (علیه السلام)می فرماید: «انّ الله تعالی یَفرَحُ بتوبةِ عباده المؤمنین إذا تابوا کما یفرح احدکم بضالّته اذا وجدها»

یک مثال بزنم:اسبت را برداشتی،آب و نان و وسایل ضروری سفر را توی خورجین گذاشتی،و به مسافرت رفتی.مسافرت شما جایی بود که حتماً می بایستی از دل کویر عبور می کردی.بی آب،بی علف،آفتاب سوزان،خستگی راه،یک درختی پیدا کردی و گفتی یک دمی بیاسایم.آنجا اسبت را بستی و خودت هم استراحتی کردی،بیدار که شدی،دیدی که اسبت نیست.آب،نان و وسایل ضروریت نیست.راهنما نداری.تو این بیابان سوزان مقداری راه رفتی،دنبال اسبت گشتی.از این سایه ی درخت هم دور شدی.خیلی راه رفتی و همین مقدار انرژی که هم داشتی از دست دادی،حالا با لبهای ترک برداشته افتادی که بمیری.چشمهایت را بستی،یکدفعه چشمهارا باز کردی.دیدی که اسب با بار و بُنه اش،پیش شماست،چقدر خوشحال می شوید؟خداوند از توبه ی بنده ای که توبه کند این قدر خوشحال می شود.حالا روایتی که خوانده شده،می فرماید :«خدا از توبه ی بندگان مؤمنش خوشحال می شود مثل کسی که گمشده ای دارد و آن را پیدا کند.»

اگر توبه نبود نا امیدی در بشر غلغله می کرد.(ما چه امیدی داشتیم برای زندگی؟! اگرخیلی  متدین و مذهبی و مؤمن بودیم،در آخر کار خودکشی می کردیم! چرا؟چون توبه که نبود،گناه که هم می کردیم.خدا هم که نمی پذیرفت.خوب،ما که می خواهیم بیشتر زندگی کنیم وبیشتر خطا کنیم و بیشتر در آن دنیا به عقوبت گناه دردنیابسوزیم،حال که این طور است من خودم را در همین جا حذف می کنم!.)

لذا امام سجاد(علیه السلام) می فرماید :"خدایا،یک محور از آن محور هایی که می خواهم تورا ستایش این است که :خدایا تو به من نعمت توبه دادی.آ بر من واجب کردی. و خودت گفتی قبولش می کنم."تازه،توبه را هم بر ما آسان کرد.

پس برای توبه کردن حق نداری پیش هیچ یک از عُبّاد الهی بروی. آبرویت را نبر ،منِ خدا دوست ندارم که، حتی نزد یک انسان صالح  هم  بروی و به او بگویی «من فلان گناهی را انجام داده ام» به او چه؟به کسی بگو که این امور به او ارتباط دارد،راضی هم نیست که به غیرش(خداوند) بگویی . حرام است

پس چگونه باید توبه کنم؟

«بسم الله الرحمن الرحیم،استغفرالله ربّی و أتوب الیه» خدایا آمدم،تمام شد!

اما این آمدن همراه با صدق و راستی باشد.

شاید کسی بگوید:حاج آقا ، از این به بعد نیاز به مشاوره پیش کسی نداریم!

در پاسخ می گوییم :نه،اینطور نیست.

بعضی از اوقات برای برون رفت از یک مشکل،نیاز به مشاوره داریم .از جمله؛درس،تهذیب.

به عنوان مثال: اگر جوان هستی و ازدواج هم نکردی و در حال حاضر بنا برازدواج هم نداری و ازطرفی می خواهی هم به درسهایت برسی وهم جوانی اذیتت نکند.در این صورت به مشاور مراجعه می کنی.

خیلی فرق دارد.

یا اینکه به گناهی مبتلا هستی،هر کاری می کنی نمی شودترکش کنی ،لازم نیست در قدم اول بروی و مشاوره انجام دهی و بگویی من دچار این گناه هستم.

بلکه اینطور بگو :اگر کسی چنین گناهی را مرتکب شده باشد و خجالت می کشد که آن را بگوید راه حلش چیست؟ (البته ذر اینجا گمان نشود گه دروغ گفته است)

اما اینکه بروی و خودت را عرضه کنی یا خودت را ببازی و حتی گناهانی را که انجام داده ای بگویی،قرآن این کار را مذمّت کرده است و آن را تشییع فاحشه و انتشار دادن کار های زشت می داند.

خوب،عجب خدایی است !می گوید :توبه بکن خودت هم بیا،به کسی هم نگو.شفیع هم می خواهی همین شفیع یعنی «توبه»،تازه بر شما آسان هم گرفتم.من قبلاً توبه را سخت می گرفتم.سوره مبارکه ی بقره،آیه 45 «و إذ قال موسی لِقومه یا قوم إنّکم ظلمتم أنفسکم بأتّخاذکم العجل فتوبوا الی بارئکم»

وقتی که حضرت موسی (علیه السلام)برای مدتی کوتاه به کوه طور رفته بود(آن هم برای یک ماموریت الهی و وحیانی) وقتی برگشت ،دید تمام زحمات توحیدی اش به هدر رفته،سامری آمد و یک گوساله درست کرد به طوری که اگر باد از مقعدش می رفت،چون سفالی بود،از دهانش که خارج می شد یک صدایی تولید می کرد.مردم می گفتند :«عجب چیزی،این خدای ماست.»هم می بیندو هم می خواند.خدای موسی کجا و این کجا!؟با اینکه موسی (علیه السلام)،9 معجزه برایشان آورده بود که هر یک از معجزه ها برای اقناع کور باطن ترین انسان ها، برای قبول توحید کافی بود ؛بعضی از آنها عبارت بودند از :«من و سَلوی،دریا را باز کرد،دستش را در جَیبش(گریبانش)می گذاشت....،عصا...»اما آنها قبول نکردند.ولی گروهی آمدند و از حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام)در خواست کردند که ما از گوساله پرستی دست می کشیم،آیا راهی هست؟ حضرت فرمود :بلی،راه توبه باز هست.

یکی از اصل های مشترک در همه ادیان،همین توحید و یکتا پرستی است. گناه بزرگی است اما راه توبه باز است.

سؤال:

چطور توبه کنیم؟قرآن می فرماید :گناهانتان بزرگ است.

«فتوبوا الی بارئکم...»توبه کنید،توبه تان این است که ردیف بایستید.

بدست هر کدام چاقو یا شمشیر بدهید،آن دیگری شکم طرف دیگر را پاره کند. (فاقتلوا أنفسکم)توبه اینگونه بود.توبه ی زمان حضرت موسی (علیه السلام) با توبه زمان پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله)حضرت محمد،خیلی فرق دارد.(فتاب علیکم)اگر این طور باشد خدا توبه تان را می پذیرد.

شاید شما بپرسید عجب توبه ی خشنی است !باید عرض کنیم که  انحراف آنها هم عجیب بود !چون انحراف آنها هم خشن بود.

انحراف از خدا پرستی و یکتا پرستی(گوساله پرستی)گناه کوچک نیست.به همین خاطر توبه هم باید توبه بزرگ باشد.

بنابر این خدا می فرماید:من که چنین توبه هایی از شما نخواستم. حتی مرتد شدی اعلام نکن.چون حکم مرتد در اسلام،اعدام است.

در دل خودت برگرد.(برگشتی که واقعی باشد)به شما گفته نشدچاقو یا شمشیر بیاورید و شکم یکدیگر را سفره کنید یا همدیگر را به قتل برسانید. من در زمانهای  قبل از شما برای گناهان بزرگ،توبه های بزرگ درخواست می کردم.اما الان به خاطر برکت پیغمبر خدا و امت مرحومه که ما شماهستید، توبه تان را هم آسان کردم.

اما تو چه کردی؟مال مردم خوردی؟(توبه اش برگرداندن مال است).

اگر صاحب مال رانمی شناسی،برو رد مظالم بده. (با اجازه مرجع تقلید).

حق الله داری (نماز،روزه،...) توبه اش انجام قضای آن می باشد(کم کم انجام بده.)

بنده من !من که خیلی دوستت دارم (این گناهان رابه کسی هم نگو)

اینجا شکر ندارد؟امام سجاد (علیه السلام)می فرماید:« فما هکذا کانَت سُنَّتُهُ فی التّوبةِ لِمَن کان قَبلَنا»سنت او در توبه اُمَم گذشته این نبود.«لَقَد وَضَعَ عنّا ما لاطاقَةَ لنابه، خداوند آن چیزی را که ما طاقت نداشتیم از ما برداشت. ولم یُکَلَّفنا الّا وُسعًا،خدا چه چیزی گفته که درتوانت نیست؟

کسی می گوید:حاج آقا وقتی ماه رمضان توی تابستان می افتد.هفده،هجده ساعت باید روزه بگیرم و زورم نمی رسد.اشکالی ندارد؟،پاسخ می دهیم:اگر واقعا تحملش را نداری  خداوند عالم می فرماید :اشکال ندارد،روزه نگیر.اگرمریض هستی و یا در سفر ،روزه نگیر.واگر توانستی ،بعداً در زمستان ،روزه بگیر.

ویا اینکه کسی می گوید : اصلا در طول سال من نمی توانم روزه بگیرم.مریضم یا یک عذر موجه شرعی دارم.می فرمایند:اشکالی ندارد روزه اصلا بر شما واجب نیست.(در این صورت) ولی فقط کفّاره آن را که معین شده می دهی از این راهکار خوب،کجا سراغ دارید؟دنبال چه چیزی هستید؟دنبال بهانه ای؟یقین بدان اگر دنبال فرار هستی خیال نکن که می توانی از حکومت الهی خارج شوی.تو دو راه بیشتر نداری،یا باید خدا را قبول کنی و یا شیطان را.(ولایت خدا یا شیطان).من این چنین خدایی هستم.

وَ لَمْ يُجَشِّمْنَا إِلَّا يُسْراً خدا به ما کار های سختی نداده.

ولم یَدَع لِأحدٍ مِنّا حُجَّةً ولا عُذراً.برای هیچ یک از ما،راه بهانه ای قرار نداده. چه گناهی را می خواهی مرتکب شوی که بعداً به خدا بگویی من عذر داشتم،امکان ندارد !البته سختی و.یک مقداری دست انداز هست.بعضی ها می گویند ما جوانیم،نمی توانیم خودمان را کنترل کنیم.

معاذالله مجبورم خودم را از راه حرام ارضا کنم.

باید که این هم راه دارد.(به آسانی)

نوع غذا،نوع نگاه،نوع خوابیدن،نوع حرف زدن را مواظب باش.در این صورت  قضایای شهوانی یافشار نمی آورد.ویا اگرفشار هم بیاورد سریع راه حل دارد،آن هم راه حل بزرگ و راحت.

متاسفانه بعضی از افراد مقدّمات آن را فراهم می کنند.خودشان را تحریک کرده،بعد می گویند: وای دستمان نیست ونمی توانیم خودمان را کنترل کنیم!

جوانی آمده و به من گفته :حاج آقا شما می گویید استمنا چنین است و چنان است.چه کار کنم؟ گفتم :بله،حرام است ولی راه دارد.دیدم غریب به هشت،ده مورد راه حل دارد تا این جوان به دام گناه آلوده نشود.(خود ارضایی)

مثل کسی که بالای یک ساختمان بزرگ می رود و خودش رااز بالای ساختمان ده طبقه خم می کند و در حال افتادن است و بعد می گوید :ای وای من دارم می افتم!

جای تعجب ندارد ،طبیعی است که می افتد!

اول اینکه نبایست به آن  ارتفاع می رفتی .بعداز آن لب پرتگاه، وپس از آن  هم خم شدی، معلوم است که باید منتظر یک اتفاق باشی!

امام سجاد (علیه السلام) می فرماید :خدایا هیچ گناهی نیست که بهانه ای برای انجام آن داشته باشیم.(فَالْهَالِكُ مِنَّا مَنْ هَلَكَ عَلَيْهِ، وَ السَّعِيدُ مِنَّا مَنْ رَغِبَ إِلَيْهِ).هرکه هلاک شد،هلاک او از ناحیه خود اوست و هر که نیک بخت گشت خود رغبت به حق نمود.)

و صلی علی محمد و آل محمد

- - -